نامه های عاشقانه... | بلاگ

نامه های عاشقانه...

تعرفه تبلیغات در سایت

آخرین مطالب

امکانات وب

پسری یه دختری رو خیلی دوست داشت که توی یه سی دی فروشی کار میکرد. اما به دخترک در مورد عشقش هیچی نگفت. هر روز به اون فروشگاه میرفت و یک سی دی می خرید فقط بخاطر صحبت کردن با اون… بعد از یک ماه پسرک مرد… وقتی دخترک به خونه اون رفت و ازش خبر گرفت مادر پسرک گفت که او مرده و اون رو به اتاق پسر برد… دخترک دید که تمامی سی دی ها باز نشده… دخترک گریه کرد و گریه کرد تا مرد… میدونی چرا گریه میکرد؟ چون تمام نامه های عاشقانه اش رو توی جعبه سی دی میگذاشت و به پسرک میداد!

نامه های عاشقانه...نامه های عاشقانه...نامه های عاشقانه...نامه های عاشقانه...نامه های عاشقانه...,...
نویسنده : یاسمن بازدید : 312 تاريخ : سه شنبه 10 دی 1392 ساعت: 4 بعد از ظهر

آرشیو مطالب

خبرنامه

عضویت

نام کاربري :
رمز عبور :