
آنقدر زیبـــا عـــاشق شده ای که آدم لــــذت میبرد از این همه خیـــــــــانـت!! ...
ادامه مطلب
آن شب برف می بارید… برف که می بارد به تو مشتاق تر می شوم… و از همین شوق بی چتر آمدم… ولی آمدم… و تو نمی دانی که چه برفی بود، چون نیامدی… و برف می بارید… آن شب تب کردم و تو هیچ نکردی…و برف می بارید… و بالاخره دیشب مردم و حتی تو تب هم نکردی…...
ادامه مطلب
من و تو … چه زیبا حرف میزنی ؟ تو می گویی از زاویه ی من به مسئله نگاه کن از زاویه تو … آها دیدم از زاویه ی تو چه تنگ است کنارهم نشستن دوضلع من وتو...
ادامه مطلب
شعرهایم را میخوانی… و میگویی روان پریش شده ام ! پیچیده است … قبول … اما من فقط چشمهای تو را مینویسم … تو ساده تر نگاه کن …...
ادامه مطلب
زندگی نامه آزاده زارعی زارعی متولد ۱۰ خرداد سال ۱۳۶۸ است و کارگردانی خوانده است. «آزاده زارعی» بازیگر نقش باران یکی از این بازیگران جدید است که ماجراهای سریال حول محور شخصیت او میگردد. آزاده زارعی بازیگر جوان و خوشروی سینمای ایران که در فیلمهای آمین خواهم گفت ، اکباتان و برف روی شیروانی داغ حضور داشته است (در دو فیلم آخر به عنوان منشی صحنه) آزاده زارعی در نقش اصغر فرشته حضوری متفاوت و به یاد ماندنی داشت. در سریال آوای باران نیز نقش اصلی این سریال را آزاده زارعی بازی می کند که پیش از این ...
ادامه مطلب
....................عشق...................... عشق عشق .......................................................یعنی خلوت و راز و نیازعشق یعنی..........................................محبت و سوز و گدازعشق یعنی ........................سوز بی ماوای سازعشق یعنی ....نغمه ای از روی ناز عشق یعنی .............................................................کوی ایمان و امیدعشق یعنی ...................................... یک بغل یاس سپیدعشق یعنی ......................... ی...
ادامه مطلب
دختري بود نابيناکه از خودش تنفر داشتکه از تمام دنيا تنفر داشتو فقط يکنفر را دوست داشتدلداده اش راو با او چنين گفته بود« اگر روزي قادر به ديدن باشمحتي اگر فقط براي يک لحظه بتوانم دنيا را ببينمعروس **** گاه تو خواهم شد »***و چنين شد که آمد آن روزيکه يک نفر پيدا شدکه حاضر شود چشمهاي خودش را به دختر نابينا بدهدو دختر آسمان را ديد و زمين رارودخانه ها و درختها راآدميان و پرنده ها راو نفرت از روانش رخت بر بست***دلداده به ديدنش آمدو ياد آورد وعده ديرينش شد :« بيا و با من عروسي کنببين که سالهاي سال منت...
ادامه مطلب
تو نیستی اما من برایت چای می ریزم دیروز هم … … نبودی که برایت بلیط سینما گرفتمدوست داری بخند دوست داری گریه کن و یا دوست داری مثل آینه مبهوت باش مبهوت من و دنیای کوچکم دیگر چه فرق می کندباشی یا نباشی من باتوزندگی می کنم…!...
ادامه مطلب
دختری به کوروش کبیر گفت:من عاشقت هستم.... کوروش گفت:لیاقت شما برادرم است که از من زیباتر است و پشت سره شما ایستاده،دخترک برگشت و دید کسی نیست. کوروش گفت:اگر عاشق بودی پشت سرت را نگاه نمیکردی....
ادامه مطلب
کاربردهای مختلف «مردن» در فرهنگ بیانی ما: برو بمیر: برو گمشو! بمیرم برایت: خیلی دلم برایت می سوزد!می میرم برایت: عاشقتم!می مردی؟: چرا کار را انجام ندادی؟مردی؟: چرا جواب نمی دهی؟نمردیم و…: بالاخره اتفاق افتاد!مردیم تا…: صبرمان تمام شد!مرده: بی حال!مردنی: نحیف و لاغر!مردم: خسته شدم! ...
ادامه مطلب
تنهایی این نیست که هیچکس اطرافت نباشه!این نیست که با کسی دوست نباشی!این نیست که آدمی گوشه گیر و منزوی باشی!این نیست که کسی باهات حرف نزنه!این نیست که هیچوقت نتونی خوشحال باشی!این نیست که کسی دوستت نداشته باشه! تنهایی، یه حس درونیه!تنهایی یعنی "هیچکس نمیفهمه حالت بده ... ...
ادامه مطلب
تنهایی را دوست دارم زیرا بی وفا نیست ...تنهایی را دوست دارم زیرا عشق دروغی در آن نیست ...تنهایی را دوست دارم زیرا تجربه کردم ...تنهایی را دوست دارم زیرا خداوند هم تنهاست ...تنهایی را دوست دارم زیرا....در کلبه تنهایی هایم در انتظار خواهم گریست و انتظار کشیدنم را پنهان خواهم کرد... ...
ادامه مطلب
بی تو تنها... غـروبـا میون هــفته بر سـر قـبر یه عاشـق یـه جوون مـیاد مـیزاره گـلای سـرخ شـقایـق بی صـدا میشکنه بغضش روی سـنـگ قبـر دلدار اشک میریزه از دو چـشـمش مثل بارون وقت دیدار زیر لب با گـریه مـیگه : مـهـربونم بی وفایـی &n...
ادامه مطلب
تو کیستی که من اینگونه بی تو بی تابم ؟شب از هجوم خیالت ، نمی برد خوابمتو چیستی که من از موج هر تبسم توبسان قایق سرگشته ، روی گردابم!تو در کدام سحر ، بر کدام اسب سپید؟تو را کدام خدا ؟تو از کدام جهان ؟تو در کدام کرانه ، تو از کدام صدف ؟تو در کدام چمن ، همره کدام نسیم ؟تو از کدام سبو ؟من از کجا سر راه تو آمدم ناگاه !چه کرد با دل من آن نگاه شیرین ، آه !مدام پیش نگاهی ، مدام پیش نگاه !کدام نشئه دویده ست از تو در تن من ؟که ذره های وجودم تو را که می بینندبه رقص می آیند !سرود می خوانند!چه آرزوی م...
ادامه مطلب