
تقدیم به عزیزترین دوستم: نگار. گرچه خیلی ازش دورم ولی قلبم پیش اونه. ما مــال نــــداریم که هی فخــر فروشیم امــوال نـــداریــم کــه بــر فقـــر بپوشیــم داریــم گرانــمایــه تریــن ثروتـــــــ عالـــم یکــــــ دوستــــــــــ کـه آن را بـه جهانـــی نـــفروشیـم... خیلے حس قشنگیـﮧ وقتے یـﮧ כوست فاب כاشتـﮧ باشــے ڪــﮧ همیشـﮧ حواسش بهت باشـﮧ ، بـﮧ یاכت باشـﮧ ، نگرانت بشـﮧ و כوست כاشته باشـﮧ … مرسے که هستے دوستِ مَـטּ دوســتان واقعے هر طـــور بتوانن...
ادامه مطلب
دلتنگم ، دوستت دارم I Miss You You are there And I am here Thinking about how much I love you Thinking about how much I respect you Thinking about how much I miss you You are there And I am here Thinking about how much I cannot wait Until we are together again Thinking about how much I will appreciate More than ever The time We will spend together I love you دلتنگ توئم تو آن جایی و من اینجا در این فکر که تا چه حد دوستت دارم در این فکر که تا چه حد برایم با ارزشی در این فکر که ...
ادامه مطلب
دختر از دوستت دارم گفتن هر شب پسره خسته شده بود.. یک شب وقتی اس ام اس آمد بدون آن که آنرا باز کند موبایل را گذاشت زیر بالشش و خوابید صبح وقت مادر پسره به دختره زنگ زد و گفت: پسرم مرده… دختره شوکه شد و چشم پر از اشک بلافاصله سراغ اس ام اس شب گذشته رفت.. پسره نوشته بود… تصادف کردم با مشکل خودم را رساندم دم در خونتون لطفا بیا پائین میخوام برای آخرین بار ببینمت… «خیلی خیلی دوستت دارم»...
ادامه مطلب
اگه دلت خواست بگو... ...
ادامه مطلب
دختري بود نابيناکه از خودش تنفر داشتکه از تمام دنيا تنفر داشتو فقط يکنفر را دوست داشتدلداده اش راو با او چنين گفته بود« اگر روزي قادر به ديدن باشمحتي اگر فقط براي يک لحظه بتوانم دنيا را ببينمعروس **** گاه تو خواهم شد »***و چنين شد که آمد آن روزيکه يک نفر پيدا شدکه حاضر شود چشمهاي خودش را به دختر نابينا بدهدو دختر آسمان را ديد و زمين رارودخانه ها و درختها راآدميان و پرنده ها راو نفرت از روانش رخت بر بست***دلداده به ديدنش آمدو ياد آورد وعده ديرينش شد :« بيا و با من عروسي کنببين که سالهاي سال منت...
ادامه مطلب
پسری یه دختری رو خیلی دوست داشت که توی یه سی دی فروشی کار میکرد. اما به دخترک در مورد عشقش هیچی نگفت. هر روز به اون فروشگاه میرفت و یک سی دی می خرید فقط بخاطر صحبت کردن با اون… بعد از یک ماه پسرک مرد… وقتی دخترک به خونه اون رفت و ازش خبر گرفت مادر پسرک گفت که او مرده و اون رو به اتاق پسر برد… دخترک دید که تمامی سی دی ها باز نشده… دخترک گریه کرد و گریه کرد تا مرد… میدونی چرا گریه میکرد؟ چون تمام نامه های عاشقانه اش رو توی جعبه سی دی میگذاشت و به پسرک میداد! ...
ادامه مطلب
زن و مرد جوانی سوار بر موتور در دل شب می راندند.آنها عاشقانه یکدیگر را دوست داشتند. زن جوان: یواش تر برو، من می ترسم. مرد جوان: نه، اینجوری خیلی بهتره. زن جوان: خواهش میکنم ، من خیلی می ترسم. مرد جوان: خوب، اما اول باید بگی که دوستم داری. زن جوان: دوستت دارم، حالا میشه یواش تر برونی. مرد جوان: منو محکم بگیر. زن جوان: خوب حالا میشه یواش تر بری. مرد جوان: باشه به شرط اینکه کلاه کاسکت منو برداری و روی سر خودت بذاری، آخه نمیتونم راحت برونم، اذیتم میکنه. روز بعد واقعه ای در روزنامه ثبت شده بود...
ادامه مطلب
به آدم هاپا داداین همه رفتنوای به حالماناگر به آدم هابال میداد چه بر سر زمستان آوردیبهاری شده؟من نگران درختانمبعد از رفتن تو! دلتنگی بوی موهایت با همهی دلتنگی ها فرق دارد ! تو را خواستم و به جای تو عشق نصیب من شد...کاش عشق را میخواستم...شاید تو نصیب من میشدی!... ...
ادامه مطلب
اتل متل جدائی عروسکم کجایی؟ گاو حسن پریشون یه دل دارم پر از خون عشقم رفته هندستون خونم شده قبرستون یه عشق دیگه بردار یه دنیا غصه بردار اسمشو بذار بچگی تا آخر زندگی آچین و واچین تموم شد عمر منم حروم شد !! چشم چشم دو ابرو نگاه من به هر سو پس چرا نیستی پیشم؟ نگاه خیس تو کو؟ گوش گوش دوتا گوش یه دست باز یه آغوش بیا بگیر قلبمو یادم تورا فراموش چوب چوب ...
ادامه مطلب
تنهایی را دوست دارم زیرا بی وفا نیست ...تنهایی را دوست دارم زیرا عشق دروغی در آن نیست ...تنهایی را دوست دارم زیرا تجربه کردم ...تنهایی را دوست دارم زیرا خداوند هم تنهاست ...تنهایی را دوست دارم زیرا....در کلبه تنهایی هایم در انتظار خواهم گریست و انتظار کشیدنم را پنهان خواهم کرد... ...
ادامه مطلب
به هرکسی که می رسی ، می گوید : آدم فقط یکبار عاشق می شود .. دروغ است … تو باور نکن … مثلاً خود من ، هرروز ، دوباره ، عاشقت می شوم … ...
ادامه مطلب
وقتی 15 سالت بود و من بهت گفتم که دوستت دارم ...صورتت از شرم قرمز شد و سرت رو به زیر انداختی و لبخند زدی...وقتی که 20 سالت بود و من بهت گفتم که دوستت دارمسرت رو روی شونه هام گذاشتی و دستم رو تو دستات گرفتی انگار از این که منو از دست بدی وحشت داشتیوقتی که 25 سالت بود و من بهت گفتم که دوستت دارم ..صبحانه مو آماده کردی وبرام آوردی ..پیشونیم رو بوسیدی وگفتی بهتره عجله کنی ..داره دیرت می شهوقتی 30 سالت شد و من بهت گفتم دوستت دارم ..بهم گفتی اگه راستی راستی دوستم داری.بعد از کارت زود بیا خون...
ادامه مطلب
سلام دوستان واستون چندتا عکس از اواتار اوردم امیدوارم خوشتون بیاد.لطفا نظر فراموش نشه... ...
ادامه مطلب