
آخرین کلمات یک برقکار : خوب حالا روشنش کن…آخرین کلمات یک ملوان زیردریایی: من عادت ندارم با پنجرهء بسته بخوابم…آخرین کلمات یک متخصص خنثی بمب: این سیم آخری رو که قطع کنم تمومه…آخرین کلمات یک نارنجکانداز: گفتی تا چند بشمرم؟آخرین کلمات یک جهانگرد در آمازون: این نوع مار رو میشناسم، سمی نیست…آخرین کلمات یک پلیس: شیش بار شلیک کرده، دیگه گلوله نداره…آخرین کلمات یک چترباز: پس چترم کو؟آخرین کلمات یک خبرنگار: بله، سیل داره به طرفمون میاد…آخرین کلمات یک خلبان: ببینم چرخها باز شدند یا نه؟آخرین کلمات یک داور فوتبال: نخیر آفساید نبود!آخرین کلمات یک دربان: مگه از روی نعش من رد بشی…آخرین کلمات یک دوچرخهسوار: نخیر حق تقدم با منه!آخرین کلمات یک دیوانه: من یه پرندهام!آخرین کلمات یک سر...
ادامه مطلب
یه بنده خدا نشسته بود داشت تلویزیون میدید که یهو مرگ اومد پیشش …مرگ گفت : الان نوبت توئه که ببرمت … طرف یه کم آشفته شد و گفت : داداش اگه راه داره بیخیال ما بشو بذار واسه بعد … مرگ : نه اصلا راه نداره. همه چی طبق برنامست. طبق لیست من الان نوبت توئه …اون مرد گفت : حداقل بذار یه شربت بیارم خستگیت در بره بعد جونمو بگیر …مرگ قبول کرد و اون مرد رفت شربت بیاره … توی شربت 2 تا قرص خواب خیلی قوی ریخت …مرگ وقتی شربته رو خورد به خواب عمیقی فرو رفت …مرد وقتی مرگ خواب بود لیستو برداشت اسمشو پاک کرد و نوشت آخر لیستو منتظر شد تا مرگ بیدار شه … مرگ وقتی بیدار شد گفت : دمت گرم داداش حسابی حال دادی خستگیم در رفت!بخاطر این محبتت منم بیخیال تو میشم و میرم از آخر شروع به جون گرفتن میکنم! ...
ادامه مطلب
سلام دوستان واستون چندتا عکس از اواتار اوردم امیدوارم خوشتون بیاد.لطفا نظر فراموش نشه... ...
ادامه مطلب